مدتها بود تو کف
کفش آدیداس بود!پول تو جیبی هاشو جمع می کرد تا بتونه یه جفت
کفش مارک بخره و بره جلو دوستاش پز بده و ازشون کم نیاره.هر روز که از پشت ویترین مغازه ها رد می شد قیمت ها رو چک می کرد.بالاخره یه روز پولش جور شد و
کفش رو خرید.خوشحال و خندون رفت خونه. می خواست
کفش هایش را به بقیه نشون بده که دید انگار همه ناراحتن.باباش هم خونه بود. به مادرش گفت: بابا باید سر کار باشه؟مامانش گفت: امروز تعدیل نیرو داشتن! کارگاه تولید
کفش تعطیل شد! دیگه کسی کفش ایرانی نمیخره! راستی چی خریدی؟! لباس ورزشی...
ما را در سایت لباس ورزشی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 19:56